عبدالله مستوفى
21
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
هميشه مطيع دولت ايران بودند و استقلال داخلى آنها از حيث امور مذهبى بود نه كارهاى دولتى و چون تعصب سنى و شيعه هم در كار نبود زحمت اداره آن چندان زياد نبود حتى گاهى اعتماد الدوله ( صدراعظم ) هم از گرجيها انتخاب ميشد و گرجيها بحكومت ساير بلاد و رياست لشكر هم برقرار ميگرديدند . دولت ايران از اين طرز مملكتدارى ضررى نميبرد زيرا اين ايالات بمناسبت همان استقلال بيشوكم داخلى كه داشتند در مقابل هجوم اقوام خارجى ، مردانه مىجنگيدند و ايالات مركزى را از دستبرد خارجى محفوظ ميداشتند و با اوضاع دوره ، اين اسلوب بسيار پسنديده و كمزحمت و موجب صلاح طرفين بود . آمدن افغانها بايران در زمان سلطنت شاه سلطانحسين صفوى سبب شد كه افغانها هم مثل خيوه و بخارا شخصيت مهمترى براى خود قائل شوند ولى نادر شاه اين فكر را از مغز آنها بيرون آورده و آنها را مطيعتر از زمان صفويه هم نمود همينطور نسبت بخيوه و بخارا كه بعد از فتح هندوستان ، مسافرت جنگى كه بيشتر بگردش نظامى شبيه بود ، به سمت تركستان كرد و خانها و روساى عشاير آنحدود همگى سر باطاعت درآوردند و از زمان صفويه هم مطيعتر شدند و وحدت سابق كاملا برقرار گرديد . ولى كريمخان زند چون برعايت حق نمك نميخواست پاپى اعقاب نادر شاه شود ، شاهرخ نابينا را در خراسان به حال خود گذاشت . البته شاهزادهء نادرى را آن قدرت و توانائى نبود كه خانهاى خيوه و بخارا را باطاعت آورد يا بر افغانستان تحكمى كند اين بود كه اين سه ايالت سرحدى تا حدى از پيكر اصلى ايران جدا ماندند و در خودسرى جرى شدند . اهالى اميرنشين گرجستان و طوايف مسيحى مذهب شمال قفقاز بااينكه از ساير ايالات سرحدى سابق الذكر كمتر استقلال داشتند و در حقيقت مثل كشور اصلى بودند باوجوداين ، استيلاى روسها بر ايالات شمالى بحر اسود و بسط قدرت و نفوذ آنها تا حدود ايران و هم مذهبى ، گرجيها را بجانب آنها متمايل مينمود . حكومت بىآزار و عادلانه كريمخان زند و گرفتارى روسها در جاهاى ديگر خواهىنخواهى آنها را مثل سابق وابسته ايران كرده و از اظهار تبعيت بروسيه مانع بود ولى بعد از كريمخان تمايل خود را بروسها علنى نمودند و از پرداخت ماليات نقدى و خونى به ايران استنكاف كردند . آقا محمد خان آنقدر جاهطلبى داشت كه بتسخير ايالات اصلى ايران قانع نشود و براى مطيع كردن اميرنشينها هم فكرى بكند و مسلما اگر زندگانيش زيادتر بود ميتوانست اين كار را صورت دهد و حوزهء سلطنت خود را بدورهء صفويه برساند ولى از يكطرف اشتغال بخاموش كردن شورشهائى كه اكثر برانگيخته بستگانش بود و از طرف ديگر قتل نابهنگام او مانع اين كار شد .